آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

دوشنبه1خرداد96(جشن فارغ التحصیلی)

1396/3/1 9:55
نویسنده : مامان نسرین
212 بازدید
اشتراک گذاری

 

همانطور که در پست های قبل برایتان نگاشتیم بالاخره روز 19اردیبهشت گلهای مدرسه به اداره تشریف فرما شدن و کلی هنرنمایی کردن و در منطقه رتبه اول رو کسب کردن. بعد از عزیمت از اداره تمام هم و غم بر جشن فارغ التحصیلی بود که قرار شد یکشنبه24 اردیبهشت برگزار بشه.  و برگزار شد و الحق دخترکمان اونجا را همچی ترکاند. شعرهای ترکیبی و مشاعره و قرآن و مسابقات و بسیار فعالیت های دیگر. آویسا گلی هم که کلاً در کلیه گروهای قرآن و مشاعره و سرود نقش فعال داشتند.

داستانی جالب برایتان!  در مسابقه ای که دخترک هم بدان فراخوانده شده بود ابتدا با تمرینات تمرکزی شروع شد و بعد از کم شدن اعضا که در آخر 4نفر مانده بودن ریتم مسابقه تغییر کرد و قرار شد که بچه ها همگام با آهنگ موسیقی عمو عطا ادای خواننده رو دربیارن. خلاصه مسابقه شروع شد و آهنگ ها حالا فکر می کنین چی بود همه آهنگ های دهه 70 دختر ایرونی بگیر تا ای دل تو خریداری نداری...

تا نوبت به دخترک ما رسید و به زور می خواست تا میکروفن رو از دست آقای مجری دربیاره و خلاصه آهنگ شروع شد و با ادایی که من از دور بهش رسوندم شروع کرد به دست تکون دادن و جمع رو وادار به دست زدن کردن.

آهنگ چی بود لی لی لی لی لی  ای دل تو خریداری نداری..... آویسا در حالی که ژست گرفته بود شروع کرد به خوندن و مجری در حالی که دهنش از تعجب وا مونده بود با داد و فریادی  گفت داره می خونه حفظه از کجا بلدی این آهنگ زمان ما بود خلاصه کلی سر این خندیدم  و جمع  حال کرد.

در مشاعره هم دخترم گوی سبفت رو می ربود و کلی هنرنمایی می کرد. و شعر دلا غافل ز  سبحانی چه حاصل .....رو سرود.

موقع خداحافظی مراسم هم برای فیلم برداری از بچه ها خواسته شده بود رو به جمع بای بای کنن و دخترک ما هم احساسی شد و کلی اشک ریخت .

جشن به خوبی و خوشی گذشت و ما در حال رفتن بودیم که صدایی از پشت من رو خواند که مامان آویسا . آویسا ایشون مامانت هستن؟ برگشتم آقای مجری برنامه بود. کلی از آویسا و استعدادش و شعر خوندش و ریتم و رعایت گام در شعر و سرود خوندش بهم گفت و از من قول گرفت ببرمش کلاس خلاقیت دیداری.  ما هم کلی ازشون تشکر کردیم و پرونده مدرسه دخترکمان در پیش دبستانی بسته شد.

هر چند دخترمان اصرار بر ثبت نام در همین مدرسه دارد اما ببینیم که تقدیر چه می شود و خدا چه خواهد...

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)